بغض

خرید بک لینک
امدی جانم به قربانت ولی حالا چرا...بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا..نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی..سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا...عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست...من که امروز مهمان توام فردا چرا...نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم..دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا...وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار...این همه غافل شدن از من شیدا چراشور فرهادم بپرسش سر به زیر بغض...

ما را در سایت بغض دنبال می‌کنید

برچسب: هجران, نویسنده: بازدید: 142 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:26

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشمچند روزیست که هرشب به تو می اندیشم@t_taymazبه تو آری به تو یعنی به همان منظر دوربه همان سبز صمیمی به همان باغ بلوربه همان سایه همان وهم همان تصویریکه سراغش ز غزلهای خودم می گیریبه همان زل زدن از فاصله ی دور به همیعنی آن شیوه ی فهماندن منظور به همبه تبسم به تکلم به دل آرایی توبه خموشی به تماشا به شکیبایی توبه نفس های تو در سایه سنگین سکوتبه سخن های تو با لهج بغض...

ما را در سایت بغض دنبال می‌کنید

برچسب: دلتنگم, نویسنده: بازدید: 129 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:26

امشب خمار افتاده ام، بردار و بر تـــــارم بزنبد مستی ایـــــــام را بر سینه ی زارم بــــــزنآتش بزن بر قلب من، تا سوز و خاکستر شومبا شعله های سر کش ات، بر قلب بیـــمارم بزنبا گیسوان پر پرت هر لحظه ســــازی می زنیافشان کن اش آن زلف را، با تـــار آن دارم بزندارم بزن دارم بزن، چنگی به این جــــانم بزندر چنگ تو، شد جان من، شوری دگر دارم بزنابرو کــمان انداختی، آتش به جــــان انداختیسودا کنی گر تیر بغض...

ما را در سایت بغض دنبال می‌کنید

برچسب: مجنون, نویسنده: بازدید: 113 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:26

صفحه بندی